سی ماهگی




نازگلم ، آیلای عزیزم 
ماهگیت مبارک .
یعنی واقعا 30 ماه از حضورت تو خونه ما گذشت . عین یک چشم برهم زدن هرچند پستی و بلندی های زیادی رو پشت سر گذاشتیم اما...
مخصوصا تو این چند روز اخیر احساس می کنم خیلی بزرگ تر شدی علی الخصوص در مورد توالت رفتن کمی بیشتر همکاری می کنی . حرفهای قلمبه سلمبه می زنی . از بپر بپر خیلی خوشت می آید اما نمی دونم تو پارک چرا از تشکهای فنری پرشی می ترسی و فقط می ری کنارشون می ایستی. تو آب دادن به گلها به من کمک می کنی و گاهی داد بابایی رو بلند می کنی مگه رضایت می دی که شلنگ آب رو بدی .
موقع رفتن به بیرون هنوز از لباس پوشیدن فراری هستی و درست دقیقه نود که همه آماده رفتن هستند ، گریه می کنی که من هم می آم . عاشق شنیدن داستان تولدت هستی اونهم با شرح کامل. کلا خیلی شیطون و بلا و خیلی هم شیرینی .
خیلی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوست داریم




سی ماهگی
